سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

زبانحال حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در شهادت امیرالمؤمنین علیه‌السلام

شاعر : علی زمانیان
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : فاعلاتن مفاعلن فع لن فاعلاتن مفاعلن فع لن
قالب شعر : مثنوی

باز امشب منادی کوفه، از امامی غریب می‌خواند            گوشۀ خانه دختری تنها، دارد اَمن یجیب می‌خواند

مثل اینکه دوباره مثل قدیم، چشم اَز خون دل تری دارد            این پرستار نازنین گویا، باز بیمار بستری دارد


چادر پُر غبار مادر را، سر سجاده بر سرش کرده            بین سر درد امشب بابا، یاد سر درد مادرش کرده

آه در آه، چشمه در چشمه، متعجب زبان گرفته پدر            خار درچشم، اُستخوان به گلو، در گلوم اُستخوان گرفته پدر

آه بابا به چهره‌ات اصلاً، زخم و درد و وَرم نمی‌آید            چه کنم من شکاف زخم سرت، هر چه کردم به هم نمی‌آید

باز سر درد داری و حالا، علت درد پیکرم شده‌ای            ماه «اَبرو شکسته» باباجان، چه قَدَر شکل مادرم شده‌ای

سرخ شد باز اَز سر این زخم، جامهٔ تازه تنت بابا            مو به مو هم به مادرم رفته، نحوه راه رفتنت بابا

پاشو اَز جا کرامت کوفه، آن که خرما به دوش می‌بردی            زود در شهر کوفه می‌پیچد، که شما باز هم زمین خوردی

کودکانی که نانشان دادی، روزگاری بزرگ می‌گردند            می‌نویسند نامه اَما بعد، بی وفا مثل گرگ می‌گردند

یا زمین دار گشته و آن روز، همه افراد خیزران کارند            یا که آهنگری شده آن جا، تیرهای سه شعبه می‌آرند

وای اَز مردمان بی احساس، دردهای بدون اندازه            وای اَز آن سوارکاران و، نعل اسبی که می‌شود تازه

وای اَز دست‌های نامَحرم، آتش و دود و چادر و دامان            وای اَز کوچۀ یهودی‌ها، سنگ باران قاری قرآن

نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل اشاره به داستان غیر مستند آوردن پنج کفن از بهشت و سخنان حضرت زهرا به دخترش و ..... کلاً حذف شد؛ جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید



دیشب اَز داغ تا سحر بابا، خواب دیدم وَ گریه‌ها کردم            اَز همان بُغچه‌ای که مادر داد، کَفنی باز دست و پا کردم